غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
132
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
ابو حنيفه نعمان بن ثابت . « 420 » اركان اجتهاد نيز چهار است : كتاب ، سنت ، اجماع و قياس « 421 » . زيرا چون حادثهاى شرعى از حلال و حرام پيش آيد به اجتهاد روى مىآورند و نخست در كتاب خداى تعالى مىنگرند ، اگر در آن نصّى يافتند بدان تمسك مىجويند و گرنه به سنت نبى روى مىآورند . اگر در آنجا خبرى يافتند به حكم او گردن مىنهند و گرنه به اجماع مىگروند و اين اجماع ، اجماع صحابه است زيرا ايشان حق را يافته بودهاند و به امرى كه سبب گمراهى شود اجتماع نمىكردهاند . اگر در اين مرحله چيزى كه مناسب مطلوبشان باشد يافتند حكم آن حادثه را به مقتضاى آن جارى مىكنند و گرنه به قياس روى مىآورند ، زيرا حوادثى كه واقع مىشود نامتناهى است و نصوص متناهى ، امور غير متناهى با نصوص متناهى مطابقت نمىكند ، پس قياس واجب الاعتبار است تا بتوان در هر حادثهء شرعى از روى قياس حكم كرد . يكى از پيشوايان فقها ، داود اصفهانى ، « 422 » قياس را نفى كرده در حالى كه ابو حنيفه سخت بدان توجه دارد و چه بسا قياس جلى را بر آحاد اخبار مقدم مىشمارد ولى مالك و احمد بن حنبل در صورتى كه حتى يك خبر يا يك امر بيابند به قياس جلى و خفى نمىپردازند . از اين رو ميان ايشان اختلاف است و در اين باب كتابها نوشتهاند و مناظرات ترتيب دادهاند و البته اين سبب تكفير يا نسبت دادن به گمراهى نمىشود . از اصول شرعيهء اسلام يكى طهارت است ، يعنى پاك بودن جامه و تن آدمى از نجاسات . ديگر نماز است كه خضوع و تواضع در برابر پروردگار عزيز است . و نيز زكات است كه دستگيرى از بينوايان و غمخوارگى و يارى و بخشش است . و روزه است ، و آن نوعى رياضت و خوار داشتن و بركندن شهوات است كه بدان رقت قلب و صفاى نفس حاصل مىشود . و ديگر حج است و آن شبيه بيرون شدن از دنيا و روى آوردن به عالم آخرت است و بيشتر مناسك آن امتحان و ابتلاى بنده است به آنچه براى او مقرر شده ، چون سعى و هروله در طواف و رمى جمره . اما جمعه و اعياد را از آن روى مقرر داشته كه امت اسلامى يك ديگر را ديدار كنند و از رنج كار بياسايند . ختنه كردن نيز سنتى است كه در آن نوعى ابتلا و امتحان و تسليم است . و تحريم مردار و خون بدان سبب است كه نفس از آن كراهت دارد و طبع آدمى از آن